ثانیه های معکوس

ثانیه ها معکوس میگذرد.

 

…ثانیه شمردن از شدم خسته من و خورده ترک شیشه ای خانه ی این دیوار و در .من شدم منجدم گویا و زده یخ ساعت .هست دردناک هم فکرش که گذشته هایی ،ندیدم آسمان از روزنه ای حتی گذشت که ثانیه هایی این در .میگذرد آهسته ،سرد و خاکستری روزهای .هستم آسمان از تکه ای جستجوی در سالهاست و (لعنتی LCD این) میکنم نگاه شیشه تکه ای در فقط من .تنهایی یعنی ،من زندگی نوع از زندگی .سختیست روزهای .میگذرد معکوس ثانیه ها

پس نوشت: کلماتم را معکوس بخوان.


2 پاسخ به “ثانیه های معکوس”

  • M.H

    ثانیه ها معکوس میگذرد. روزهای سختیست. زندگی از نوع زندگی من، یعنی تنهایی. من فقط در تکه ای شیشه نگاه میکنم (این LCD لعنتی) و سالهاست در جستجوی تکه ای از آسمان هستم. روزهای خاکستری و سرد، آهسته میگذرد. در این ثانیه هایی که گذشت حتی روزنه ای از آسمان ندیدم، گذشته هایی که فکرش هم دردناک هست. ساعت یخ زده و گویا منجمد شدم من. در و دیوار این خانه شیشه ای ترک خورده و من خسته شدم از شمردن ثانیه…

  • تبسم

    بسیار جالب و قشنگ بود،مرسی.به منم سر بزن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.