جیغ نزن، وگرنه میمیری!
نوامبر 17, 2009
Dead Silence - 2007
دیشب فیلم بسیار تاثیر گذاری دیدم به نام “Dead Silence” که برگردانش میشود “سکوت مُرده”. (قبل از هر چیزی، هرگونه ارتباط اسم این فیلم با اسم وبلاگم رو تکذیب میکنم و در حقیقت من بعد از دیدن فیلم، متوجه اسمش شدم!)
این فیلم یکی از فیلم های ژانر وحشت است که توسط کارگردان معروف هالیوود James Wan ساخته شده و ظاهر ماجرای این فیلم، داستان مردی است که برای یافتن معمای کشته شدن همسرش به دهکده خانوادگی خودش سری میزند و میفهمد که این قتل ارتباط پیچیده ای دارد با روح یک عروسک گردان. (دیدن شناسنامه کامل فیلم در imdb)
داستان این فیلم برا پایه یک شعر قدیمی و کودکانه بنا شده:
Beware the stare of Mary Shaw
She had no children, only dolls
And if you see her do not scream or
she’ll rip your tongue out at the seam
از نگاه خیره مری شا دوری کن
اون هیچ بچه ای نداره، به جز عروسکها
و اگه اون رو دیدی جیغ نکش وگرنه
زبونت رو از حلقت بیرون میکشه
شاید نشه ادعا کرد این فیلم یک شاهکار داستانپردازی و فیمسازیه چون داستان فیلم در مجموع غیر واقعی به نظر میرسه، ولی چیزی که خیلی در این فیلم خودنمایی میکنه، فضاسازی و استفاده بینظیر از عناصر سینماییه! به طوری که شما با دیدن این فیلم وحشت واقعی رو تجربه میکنید و شاید مثل من خودتون رو در چند قدمی مرگ احساس کنید. صورت بی روح عروسکها، رنگ سرد غالب بر تصاویر فیلم و شروع غم انگیز فیلم (که با مرگ همسر شخصیت داستان شروع میشه) شما رو دچار احساس نه چندان خوشایندی میکنه، که شاید با دیدن صحنه های تکان دهنده – مواجهه روح عروسک گردان با شخصیت های فیلم – جرأت دیدن ادامه فیلم رو نداشته باشید. اما داستان مرموز این فیلم که تصویر کوچکی را از زندگی پس از مرگ انسان نشان میده، میتونه انگیزه بسیار خوبی برای دیدن ادامه این فیلم باشد.
همانطور گفتم فیلم با قتل فجیع همسر جیمی (شخصیت اصلی فیلم) آغاز میشود و هیچ تضمینی برای زنده ماندن جیمی نیست و حتی خود او مضنون شماره یک این قتل است، پس جیمی همه چیز خودش را از دست رفته میداند و خود را آماده رویایی با هر چیزی، حتی مرگ کرده. از اینرو فیلم فضایی شبیه دنیای پس از مرگ دارد و همه عناصر و شخصیت ها، در فضایی “نیمه مرده” مشاهده میشوند.
فیلم از شخصیت پردازی نسبتا خوبی برخورداره، برخی از ویژگی های شخصیت های داستان: (به ترتیب خوش تیپی و میزان جذابیت از نگاه من)

1. جیمی: شخصیت اصلی که در همان ابتدا ضد حال بزرگی خورده و جسد همسر دوستداشتنی اش را با دهان پاره شده روی تخت پیدا میکند.
![Dead Silence (2007)[(027781)22-54-26]](http://whitesilence.files.wordpress.com/2009/11/dead-silence-200702778122-54-26.jpg?w=300&h=123)
2. Ella Ashen: نامادری جیمی؛ زن مرموزی که جیمی خودش هم نمیدونه پدرش کی با اون ازدواج کرده! (ولی به نظرم باید به سلیقه پدر جیمی آفرین گفت!!!)

بازرس لیپتن: در کل با همه چیز شوخی میکنه و از نظر اون هر معمای جنایی مثل یه پیراشکی میمونه که باید از خوردنش لذت برد.

4. مری شا: نمونه کاملی از یک سلیطه، ایشون خودش و زندگیش رو از یک قرن پیش وقف عروسکگردانی کرد و بعد از مرگش با روحش به مردم خدمت کرد. (تو روحش!)
اشاره، نقش این شخصیت رو خانم جودی رابرتز بازی کرده که به نظرم یه شاهکار بازیگریه، به خصوص صحنه ای که تو سالن تئاتر، نمایش “Merry Shaw & Belly” رو اجرا میکنه

5. بیلی، عروسک محبوب مری شا که نمایشهایش را با او اجرا میکرد. اون هیچ خوشش نمیاد که بهش بگن تو یه پسربچه واقعی نیستی!
در ادامه به چند شات از فیلم توجه کنید:
ما چه خوشیم، [...] می کشیم!
اکتبر 30, 2008
- با یه نگاه ساده ولی هوشمندانه یک صفت خیلی جالب در خودم یافتم. من چقدر “خوش” هستم!
- من چی میکشم؟ باید عرض کنم چیزی که من میکشم فاز زیادی بهمراه داره، بعلاوه احساس خواب آلودگی و رفع بدن درد، بهمراه ریکسیشن مغزی و وارستگی عضلانی و فراموشی چک و اجاره. توصیه های عمو هوشنگ: با بینی بکشید. تاثیر دو چندانی داره. بعد از کشیدن هم یک tof می اندازیم به این زندگی. چیزی که من میکشم در دسترس همه هست.
- حرف تنها چیزی است که مفت است، ولی چیزی که من میکشم از حرف هم مفت تر است.
- من نفس میکشم. MFFF… نفس!





