Life Is a Tragic Joke
ژوئن 9, 2008
Don’t read this post because I want to talk about some painful facts.
Some years ago, when I was just an eighteen boy I thought that perhaps the standards which has organized our society and we have to respect them as our essential laws in life, is not perfect because sometimes they can’t satisfy us or resolve our problems… a bit later, I faced a tragic story (about love and emotion). Then I expected the people around me to guide me and tell me how to get rid of this sad condition. I expected them to solace me because I thought that it is the worst condition that I have been ever in that.
But my guess wasn’t true.
The worst thing that had happened to me in life was realizing this fact that actually there is no structure in our life.
How bad…!
No body wanted to listen to me. Every body believed that I am a guilty person because our society couldn’t handle needs of the members.
I forgot that story because I had to forget that. I have to forget what ever that happens to me. Nobody can feel what I feel because the emotion is dead.
What a pity… my society isn’t older than a young man but I feel I’m dealing with a messy and mad society.
Where are the people when I feel lonely?
The people who call themselves “Friend”…
Where is society…?
…
My inside has become ugly…
Just like my appearance…
No body wants the real “me”.
…
God…
Are you there?
I don’t think so…
I don’t wanna live anymore… I don’t…
یک قدردانی ساده
می 4, 2008
این یک قدردانی کوچک و ساده است به خاطر دوستی، مهربانی و بزرگواری، تقدیم به تمام آنهایی که حتی با دیدن یک شاگرد بد سلیقه و همیشه نا امید، راهشان را کج نکردند و با او راه آمدند تا بلکه بتوانند مشکلات را بفهمند و راهی برای خلاصی از آن پیدا کنند… و آنقدر در راهنمایی و کمک غرق شده بودند که متوجه نشدند شاگرد، از خیره شدن به یک چهره مهربان و دوستداشتنی چه لذتی میبرد!
تقدیم به معلمان و تمام دوستان عزیزی که برای من مثل یک معلم بودند.
بخصوص خانم آزادی، آقای امید احمدی عزیز، آقای مهر پرور، آقای پیرهادی و…

درگوشی
مارس 20, 2008

دسته دوم کسانی هستند که هر چند وقت یک بار به امید دیدن یک مطلب خز با کلمات بی معنی و تصاویر عجیب غریب به وبلاگ سر میزنند و از اینکه میبینند هیچ خبری تازه ای در وبلاگ نیست دلخور میشوند.
خدمت آن دسته دومی ها عرض کنم که من را ببخشید. ای کاش یکی از شما کنارم بودید تا کمی برایتان حرف میزدم و میگفتم آنچه را که نمیتوان با نوشته ها بیان کرد.
آن بحران هویتی و شخصیتی و فرهنگی که پیشتر ها از آن صحبت میکردم، بیشتر از همیشه در حال رژه رفتن رو سلولهای عصبی من است.
.
راستی عید نوروز مبارک. این سومین بهاری است که من در این وبلاگ فعالیت میکنم و واقعا باعث خجالت است که هنوز همانجایی هستم که سه سال پیش بودم. راجع به عید نوروز حرف جدید برای گفتن ندارم.هنوز هم فکر میکنم واقعیت همان چیزی است که پارسال درباره عید نوشتم.
تجربه رنگها
اکتبر 25, 2007
چند وقت بود دنبال یک سری اطلاعات راجع به رنگ بودم. برام جالب بود که بدونم این احساسات و توهماتی که همیشه با نگاه کردن به رنگها دچار اون میشیم چه فلسفه ای داره. تا بالاخره چند تا منبع جالب پیدا کردم که اطلاعات خوبی داشت. این اطلاعات رو در وبلاگ هم میذارم تا همه عزیزان استفاده کنن.
در روانشناسی برای هر رنگی یک شخصیت تعریف شده. برخی از خصوصیاتی که به هر رنگ اختصاص داده شده عبارتند از:
- سیاه: تیره، غلیظ، اندوه ناک، یاد آور مرگ، دارای شخصیت غیر قابل نفوذ، غیر فعال و نشان دهنده سکوت ابدی. سیاه براق: دارای احساس افتخار و نجات.
- سفید: پاک، خالص، غیر قابل وصف. صفت مشخصی ندارد و حالت تهی بودن و نا محدود بودن را به جا میگذارد. آرامش روحی و سکوتی سرشار از زندگی دارد.
- خاکستری: شخصیت مستقلی ندارد. بر چیزی تاکید ندارد. نماد تردید و عدم وجود است. رنگ پریدگی در خاکستری بازتاب وحشت و مرگ است.
- سبز: از تمام رنگ ها آرامتر است. به هیچ سو تمایلی ندارد. رنگی بی ادعا است. طبیعت سبز، نماد امید نو برای زندگی است. سبز روشن نماد بی تفاوتی و سبز تیره نماد خونسردی است. در کل سبز، خواه تیره خواه روشن، رنگی آرام و بی تفاوت است.
- قرمز: نشان دهنده استحکام، سرزندگی، مردانگی و نیرو است. خشن و دلگرم کننده. خود را بدون قید و شرط تحمیل میکند. جدّی، با وقار و در عین حال مهربان و جذاب است. رنگ گرمی است.خواسته یا ناخواسته جلب توجه میکند. مجذوب کننده و گیج کننده است.وقتی بخواهیم نیروی اصلی، حرارت، تاثیر، تحریک یا خاصیت محصولی را نشان دهیم قرمز را به کار می بریم. قرمز گیلاسی خصوصیت احساسی بیشتری دارد. قرمز روشن: نشان دهنده استحکام، جان بخشیدن، انرژی و لذت پیروزی است. قرمز هرچه تیره تر شود جدی تر، ژرف تر و مشکوک تر میشود و هرچه روشن تر شود، شاد تر و بیخیال تر.
- صورتی: از لحاظ جلب توجه، قوی ترین رنگ است. به راحتی در هر نقطه ای قابل تشخیص است. بشاش و سرزنده است. اغلب نشانه قدرشناسی است.
- زرد: درخشان ترین رنگهاست. بر خلاف آبی، در زرد هیچ عمقی احساس نمیشود. زردِ طلایی، موثر و فعال است. زرد وقتی به سبز متمایل میشود حاکی از کسالت و بیماری است، و اگر با کمی قرمز آمیخته شود به قلب گرمی می بخشد و احساس شادمانی و رضایت به شخص میدهد.
- نارنجی:قابلیت ارتباط و تشعشع بیشتری نسبت به قرمز دارد. فعال و دلنشین است و سریع پذیرفته میشود. غروب خورشید، آتش، گرما و نیروی زندگی را تداعی میکند.
- آبی: رنگی است عمیق و زنانه که در محیطی آرام در حال استراحت است. مورد علاقه اشخاص بالغ و نشانه ای از بلوغ و پختگی است و بیدار کننده خاطرات بچگی است. در ارتباط با زندگی روحانی درونی است. مثل قرمز مایل به تظاهر نیست ولی مایل است که با عشق تلقی شود. آبی مسلما شخصیتی آرام دارد، ولی نه مثل سبز که بیشتر نشان دهده آرامش دنیوی و رضایت از خود است. هرچه آبی تیره تر باشد، بشر را بیشتر به سوی بی نهایت فرا میخواند (!). آبی روشن ملموستر و دارای شخصیت بی تفوات است و تهی تر و در عین حال رویایی تر است. مشاهده رنگ آبی احساس طراوت و پاکیزگی بهداشتی را ایجاد میکند، به خصوص زمانی که در مجاورت سفید قرار می گیرد. آبی فیروزه ای دارای استحکام زیادی است و بیان کننده شوق و اشتیاق بشر است، ولی اشتیاقی سرد و غیر عادی.
- بنفش: مرموز ترین رنگ است. بنفش معادل اندیشه ای متفکرانه و عرفانی است که با نگرانی رازی را پنهان میکند. بنفش غمگین، افسرده و مملو از وقار است. هرچه بنفش کمرنگ تر میشود بیشتر حالت جادویی و اسرار آمیز و سحر انگیز میابد. بنفش تیره مرموز تر از بنفش روشن است. این رنگ بیان کننده خاطرات کودکی است.
در زمینه هنرهای بصری، رنگ از سه جنبه قابل بررسی است.
رنگمایه (Hue) – میزان اشباع (Saturation) – درخشش (Brightness)
برای آزمایش و تجربه این سه خصوصیت، در فتوشاپ وارد منوهای زیر بشوید:
Image > Adjustments > Hue/Saturation (Ctrl+U)
رنگمایه (Hue): این ویژگی از رنگ ارتباط مستقیم با احساسات و عواطف دارد که در بالا مفصل توضیح داده شد. در میان هزاران رنگی که قابل تشخیص است، سه رنگ اصلی وجود دارد؛ قرمز، زرد و آبی. تمام رنگها از ترکیب این سه رنگ به دست می آید.
اشباع (Saturation): منظور از اشباع، میزان خلوص رنگ است؛ یا به عبارتی میزان نزدیک بودن رنگ، به خاکستری. رنگهایی با درجه اشباع بیشتر (رنگهای تند)، اغلب مورد توجه کودکان است و نیز در هنرهای بومی زیاد به کار میرود. این رنگها دارای بار عاطفی بیشتر است.
درخشندگی (Brightness): برای به دست آوردن رنگها تیره یا روشن از این ویژگی استفاده میشود.
یک سری اطلاعات متفرقه درباره رنگ:
در میان برخی گروههای مردم، سلیقه های رنگی خاصی وجود دارد. سبز، رنگ مقدس اعراب است و نشانی از مقدسات مذهبی است. ارائه کالا در بسته های سبز رنگ در این کشورها شاید بی حرمتی به مقدسات تلقی شود. رنگ زرد هم برای کشورهای شرق دور چنین حالتی را دارد.
در مناطق آفتابی اقلب رنگ های قوی، تند (Saturated) و براق مورد علاقه است و در کشورهایی که خورشید درخشش کمی دارد، اولویت با رنگهای ملایم تر و تیره تر است.
افراد روشنفکر با درآمد بالا (!) بیشتر به طرف رنگهای روشن، ترکیبی و ملایم میروند. آنها سلیقه ای خاص دارند و رنگ های نرم و لطیف را می پسندند. طبقات پایین تر رنگهای قوی و درخشان را ترجیح میدهند و رنگهای ملایم و ترکیبی و رنگهای سرد بیشتر به مردم شهر نزدیک است تا مردم روستا. تماس دائمی روستاییان با رنگ سبز (طبیعت) باعث شده که این رنگ در میان آنها کمتر مورد علاقع باشد.
- بریتانیا قرمز را رنگ پیر میشناسند.
- آبی؛ در سوئد رنگی مردانه، و در هلند و سوئیس رنگی زنانه است.
- اکثر کشورها آبی را رنگی از رونق افتاده میشناسند.
- زرد رنگی زنانه است.
- زرشکی و ارغوانی نماد افسردگی یا وسواس است.
- قرمز قوی ترین رنگها و زرد ضعیف ترین آنهاست.
- آبی بر خلاف زرد که بسیار جوان است، رنگ جوانی محسوب نمیشود.
- رنگ نارنجی گرما، و آبی سرما را انتقال میدهد.
- قرمز و آبی عامه پسند ترین رنگها هستند.
گذشته از تمام این موارد، هر رنگ میتواند حاوی صدها مطلب و معنی باشد و برای کسی که در ارتباط با هنرهای بصری است، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. رنگ مهمترین عنصر بصری از لحاظ بار احساسی و عاطفی است. ولی به رغم تمام اهمیتی که برای رنگ قائل شده اند، نحوه ی انتخاب آن به ندرت همراه با تجزیه و تحلیل درست و حساب شده انجام میگیرد. به هر حال خواه درباره آن درست فکر شده باشد و خواه نه، وقتی رنگ انتخاب میشود معانی بسیار زیادی با آن منتقل می گردد.
منابع:
کتاب مبادی سواد بصری Dondis, Donis A.
سالنامه سازمان ملی جوانان 1383
پست نویس:
1. آخر وقت بود، سر کلاس ترجمه، استاد غرق تدریس، بچه ها همه ساکت؛ ناگهان صدای گیتار از یک تلفن همراه بلند میشه… استاد باید اینجا چی بگه…؟!
استاد ما نشست روی صندلی و گفت: ولش کن بذار بزنه، بعضی وقتها لازمه!!!
هیچ وقت همچین برخورد قشنگی از یادم نمیره.
2. قصه ی رنگ خیلی طولانی تر از اون چیزیه که امروز نوشتم. هنوز خیلی منابع رو چک نکردم، از جمله منابع اینترنتی. شاید باز هم در این باره چیزایی نوشتم؛ شاید!

