کو مرهمی، که به شوقش بیاسایم دمی

تلاش ها سخت به ناکامی منجر می شوند و همه چیز بی فایده است انگار.
ناکامی که نه؛ سقوط! تو میخندی و(فقط) وانمود میکنی که همه چیز روبراه است ولی این پوسته ای از آن چیزی است که تو(ی واقعی) در آن زندانی هستی. پر از فریاد، پر از نیرو و پر از فکرهایی که به خودت مربوط است.
ولی این پوسته قد تو نیست.

من،
مثل دینامیتی هستم بی فتیله، که هیچ کس از حضورم با خبر نیست. جرقه ای کافیست تا همه چیز زیر و رو شود.
این لحظه ها بیش از پیش روی Nerve من راه میروند، این روزهای مسخره که بی فتیله میگذرند و انگار هیچ فایده ای ندارند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: